نام مستعار: علامه شعرانی
ابوالحسن شعرانی معروف به علامه شعرانی (۱۳۲۰-۱۳۹۳ق/۱۲۸۱-۱۳۵۲ش) از فلاسفه شیعی قرن ۱۴ هجری قمری است. او در علوم قرآن، حدیث، فقه، اصول فقه، کلام، فلسفه، هندسه و هیئت تحصیل نمود و چند اثر در این رشتهها از وی باقی مانده است. او از دانش عبدالکریم حائری یزدی، میرزا مهدی آشتیانی و میرزا محمود قمی استفاده کرده و شاگردانی چون میرزا هاشم آملی، حسن حسنزاده آملی و عبدالله جوادی آملی را تربیت نمود. وی علاوه بر نگارش کتاب، شرحهایی بر کتابهای تفسیری، حدیثی، کلامی و فلسفی دارد. «فلسفه اولی» پیرامون دیدگاه فلاسفه غرب در مورد الهیات و تجرد نفس، «راه سعادت» در اثبات نبوت و ارائه ادله حقانیت پیامبر اکرم(ص) برخی از آثار اوست.
میرزا ابوالحسن شعرانی در سال ۱۳۲۰ق در تهران متولد شد. پدرش محمد بن ملا غلامحسين از نوادگان ملا فتحالله کاشانی صاحب تفسير منهج الصادقین و مادرش فرزند محمدابراهيم نواب تهرانی صاحب كتاب فيض الدموع و تأليفات ديگر بود.[۱]
شعرانی در اواخر عمر به جهت درمان بیماری قلبی، ریوی به آلمان منتقل شد و در شنبه، ۷ شوال ۱۳۹۳ق برابر با ۱۲ آبان سال ۱۳۵۲ش از دنیا رفت. جنازه وی در حرم عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد.[۲] [یادداشت ۱]
ابوالحسن قرآن را نزد پدرش آموخت و تحصیلات حوزوی را در مدرسه مروی آغاز کرد و ادبیات عرب، فارسی، منطق، فقه، اصول، فلسفه، ریاضی و مانند آن را در آنجا آموخت. پس از آن به حوزه علمیه قم که تازه تأسیس شده بود رفت و در درس خارج فقه و اصول شرکت کرد. در ۲۶ سالگی پدرش را از دست داد و به دنبال آن، به عراق مهاجرت و در حوزه علمیه نجف به تکمیل تحصیلات خود پرداخت.[۳] در عراق، علاوه بر تحصیل فقه شیعی، با فقه اهل سنت نیز آشنا گردید.[۴] وی پس از تکمیل تحصیلات و سیر و سلوک، در دوره سلطنت رضا شاه به تهران بازگشت و به تبلیغ و تدریس و تحقیق پرداخت.[۵]
ابوالحسن شعرانی علاوه بر تحصیل و فعالیت در رشتههای مختلف علوم اسلامی و حوزوی، با چندین زبان از جمله عربی، فرانسوی، ترکی، انگلیسی و عبری آشنا بود.[۶]
برخی استادان شعرانی از این قرارند:
وی در طول زندگی خود، شاگردان زیادی را تربیت کرد. برخی از مهمترین شاگردان وی عبارتند از:[۱۱]
مقالهٔ اصلی: آثار ابوالحسن شعرانی
شعرانی در زمینههای مختلف علوم دینی و انسانی، آثاری تالیف کرده است. فقه، اصول، فلسفه، کلام، علوم قرآنی و حدیث موضوع تألیفات وی است.[۱۴]
حسن حسنزاده آملی از شاگردان شعرانی، وی را قهرمان علمی منحصر به فرد در جمیع علوم مختلف دانسته و از او به عنوان فقيهى مجتهد و جامع شرايط فقهى در حد كمال و فيلسوفى الهى و متبحّر و حكيمى متضلّع در حکمت متعالیه و مشّاء و اشراق و دانشمندی بی نظیر در علوم رياضى به خصوص در هيئت یاد کرده است. علامه طهرانی وی را عالمی محقّق و بصير و فيلسوف الهى و مرد ناشناخته و غائبى دانسته كه حاوى علم و عمل بود.[۱۵]برخی او را «خواجه نصیر عصر»، و جلال الدین همایی او را «شیخ بهائی عصر» لقب دادهاند.[۱۶]
فرازی از مقدمه شعرانی بر دمع السجوم ترجمه نفس المهموم:
سالیان دراز، شبْ بیدار و روز در تکرار، همیشه مُلازمِ دفاتر و کَراریس و پیوسته مُرافِق اَقلام و قراطیس؛ ناگهان سروشِ غیب در گوش این ندا داد که علم برای معرفت است و معرفت بذرِ عمل و طاعت و طاعت بی اخلاص نشود . و این همه میسر نگردد مگر به توفیق خدا و توسل به اولیا، مشغولی تا چند؟ «علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی» شتاب باید کرد و معاد را، زادی فراهم ساخت . زود برخیز که آفتاب برآمد و کاروان رفت؛ تا بَقْیَتی باقی است و نیرو تمام از دست نشده، توسلی جوی و خدمتی کن ...» *منبع: شعرانی، دمع السجوم، ص۳، ۱۳۷۴ق.
معاونت پژوهش حوزه علمیه تهران در سال ۱۳۹۲ شمسی، جشنواره پژوهشی علامه شعرانی، را همزمان با چهارمین جشنواره علامه حلی استان تهران، ویژه مقالات طلبههای بالای ۳۱ سال استان تهران برگزار کرد.[۱۷]
در مورد زندگینامه علمی ابوالحسن شعرانی، چندین اثر نگاشته شده است که برخی از آنها عبارتند از: