بنام خدا و سلام
خوشحالم ک اولین نفرم ک خوابم روتعریف میکنم.امیدوارم بقیه هم خوابهای صادقانه خود را تعریف کنند ک باهم اشتراک بزاریم.
یه حاجتی داشتم کچندین سال دعامیکردم
سال۴۰۱بود حدودساعت۸صبح خواببودم.دیدم تویه خونه هستم.رهبرشهید ایستاده بود . جلو رفتم اقا رونگاه کردم وتودلم گفتم اقاجان واسم دعا کن...اقا ک انگارشنیده بودیه لبخندبهم زد..و ازخواب بیدارشدم..میخواستم برم سرکارم.اومدم توحال که دیدم مادرم داره اخبار تلویزیون رومیبینه. یهو رهبر رونشون داد داشتن صحبت میکردن.فرمودن: من برای همه شماجوانان دعامیکنم ......انگار داشتن جواب خواب منو دربیداری میدادن ...حدود یکسال دیگه یاکمتر حاجتمو گرفتم.حاجتی که حدود ۱۵ سال بود دعامیکردم..
😊😊😊 خدارحمت کنه رهبرشهیدم رو.الهی .مقامشون نزدخداوند متعالی گردد ..🥲