جزا عین عمل است
علامه حسن زاده آملی: عمل ما عین پاداش ما است.
متن بیانات علامه حسن زاده آملی:
عمل ما، عین پاداش ما است.
آقا جنابعالی نفرمایید ما از این مجلس آمدنمان چه بهرهای بردیم؟ از رفتن سر کلاس چه استفادهای بردیم؟ همینها که شنیدیم، همین اندازه که پیش آمدیم، همین اندازه که بذر گرفتیم، همینقدر که آب حیات گرفتیم، همین معنا عین پاداش ماست عین عمل ماست.
جناب خواجه نصیرالدین طوسی مثالی میزنند، میفرمایند: «این انگشت زغال، آبدار، خیس، نمور، رطوبی»؛ این را که پهلوی آتش گذاشتی، این زغال با این اوصاف تو که آتش نمیگیرد که! یواشیواشیواش باید کمال همنشین در وی اثر کند، باید رطوبتش گرفته بشود، رطوبتها که حاجب بودند، مانع بودند، برکنار میروند، کمکم میبینی دارد داغ میشود، بعد حرارت در او نفوذ میکند، کمکم کمکم میبینی آتشش به دیار او افتاده،
آنچنان آتش به دیارش افتاده، این زغال سیاهِ ظلمانیِ نمورِ رطوبیِ خیسشده در آب، حالا ماشاءالله زبان درآورده، میگوید: «من آتشم.»
دقت کنید، یه چند صباحی صبر کنید، آمدید درست عرض کنید: الهی آمدم، تا ببینید که چه موجود نورانی میشوید، و خدای صادقالوعد به ما فرمود: «مَنْ جَاهَدَ فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا».
ثواب چیست؟
معنای ثواب درکلام استاد صمدی آملی
دستورهایی که در مفاتیح الجنان آمده است، همه آن دستورها را مصدّر میفرمایند به کلمه ثواب.
میگویند اگر این دعا را به این مقدار از وقت بخوانی، یا اینکه در فلان عدد، در فلان زمان، در فلان مکان بخوانی، این مقدار ثواب دارد.
این لفظ ثواب را باید دنبال کرد که معنای او چیست.
اما در کتابهای عرفانی، حرف از ثواب پیدا نمیفرمایی.
در کتابهای عرفانی میفرماید که فلان آقا، من این عمل را انجام دادم، برای من اینجور تمثّل حاصل شد.
هر دویشان درست میگویند.
برای اینکه در کتاب مفاتیح الجنان، به منزله اینکه ادعیه را از ائمه نقل میفرماید و احیاناً روایاتی که در باب آن دعاها هست راجع به ثوابشان نقل میکنند، تا اینکه این بذرها را شما در جانتان بکارید، ببینید آن نحوه ثوابی که در سرّتان برمیخیزد چیست.
اما در کتابهای عرفانی، معمولاً عارف میگوید من این دستورات را که فرمودهاند انجام دادهام و از انجام این دستورات، این نتائج برای من حاصل شده است.
که وقتی میگوید این نتیجه برای من حاصل شد، باید خواننده گرامی بداند که این نتیجه به مطابق ظرفیت و جدول وجودی آن عارف جلوه کرده است.
به مقدار قابلیت آن آقایی که این دستورات را انجام داده است بر او، حقتعالی از ماورای طبیعت تجلی کرد. که این تجلیات به منزله آن ثوابی است که ایشان از این اعمال به دست آورده است.
پس اگر عارف میگوید من این تمثلات برای من حاصل شد، و اگر در مفاتیح الجنان و دیگر کتابهای ادعیه مثل «اقبال» سید ابنطاووس، «عدة الداعی» ابنفهد و دیگر کتابها، «مصباح» جناب کفعمی و «صحیفه سجادیه» اگر حرف از ثواب ادعیه پیش آمده است، این به این معناست که با همدیگر تقارن دارند. ثوابی که برای این دعا نوشته شده، آن آقا میگوید من این دعا را انجام دادهام، خواندهام، آن ثواب برای من به این صورت جلوه کرد.
و این جلوه هم به مطابق ظرفیت اوست.
پس در آن کتابهای ادعیه رمز کلی را میدهند.
میگویند هر کسی به این دعا تلبّس بفرماید، برای او برکاتی تحت عنوان لفظ ثواب فرمودهاند حاصل میشود.
اما عارفان میگویند ما انجام دادهایم و همچو ثوابهایی که فرمودهاند، برای ما به این تمثلات حاصل شده است.
اما این تذکر را باید توجه داشت که برای هر کسی هر چه حاصل شده است، به مقدار ظرفیت وجودی اوست؛ بر اساس جدول اوست.
کسبوکاری که داره، شغلهایی که افراد، اشخاص در مسیر زندگی دارند، پدر و مادرهایی که داشتند، نطفههایشان را این پدر و مادر منعقد فرمودند، مزاج ایشون، غذاهای ایشون، محیط اطراف، معاشرتهایی که با افراد، اشخاص داره، اینها همه در تمثلات دخیله.
همه در رنگ دادنِ جدول وجودی شخص دخالت دارند.
که شخص از تمامی این ناحیهها رنگ میگیرد و بر اساس این رنگهایی که گرفته است، آن ادعیهای را که میخواند، از جدول وجودیاش به مطابق این رنگهایی که داره برای او جلوه میکند.
حالا اگر کسباش حلال باشه، خب البته آن تمثلات براش صافیه.
اگر خدای ناکرده کسب حلال نباشه، جدول وجودی بسته میشه، محل ظهور تمثلات نمیشه.
ولذا سالیانی ادعیه رو میخواند و برای او تمثلات که در قوه خیال او، در قوه عاقله او، در لوح جان و نفس ناطقه او ظهور بفرماید، ظهور نمیکند، نمییابد.
همچو نیست که آن ادعیه بیاثر باشند، بلکه دعا اثر میکند، اما جدول وجودی او نمیتواند آنچه را که باید ظهور بدهد، آنها رو ظهور بدهد.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدتاثیر طهارت بر افزایش رزق مادی و معنوی
استاد صمدی آملی، طهارت ۳، ۱۳۷۶
مربوط به این جلسه«اگر روح و جان ما طهارت پیدا کند رزق معنوی زیاد میشود.چه اینکه اگر جسم ظاهری ما طاهر باشد، رزق حسّی و مادی ما هم زیاد میشود. » پس هر کسی روزی و مال هم میخواهد باید پاک و طاهر باشد.
رزق و روزی غیر از مال مادی است. در روایات فرمودهاند: «روزی و رزق، مقسوم است.» یعنی روزی هر کسی تقسیم شده است. در باطن عالَم روزی را برای افراد به مقدار وسعت وجودی هر شخصی ـچه در امور مادی و چه در امور معنویـ تقسیم کردهاند، که اگر شخصی بیش از آن اندازهی معیّن پرسه بزند و مانند مورچه مال به دست بیاورد، آن مقدار دیگر روزیاش نیست بلکه فقط مالی است که به دست آورده است، زیرا مال به دست آوردن، غیر از روزی به دست آوردن است. «روزی» آن مقداری را میگویند که شخص برای زنده ماندن به آن محتاج است. (همانند تنفس که بدن فقط آن مقدار لازم را جذب میکند نه بیشتر و نه کمتر از آن را)، همانند اینکه فردی خانهای به طول هزار متر مربع برای خود بسازد در حالی که فقط به قسمتی از آن برای زندگی کردن نیازمند باشد. در این صورت، باطن عالم این خانهی هزار متری را منزل آن فرد نمیداند، بلکه فقط آن مقداری که شخص برای زندگی به آن نیاز دارد را منزل او میداند و مابقی را اضافه به حساب میآورد. همان طور که در باطن نظام عالم، میزان عمر هر شخصی معیّن شده است، به همان مقدار هم رزق و روزی او تنظیم شده است.
وقتی کودکی به دنیا میآید و پستان مادر به دهانش گذاشته میشود آن مقداری که از شیر میمکد رزقش است و مابقی که از دهانش میریزد رزق کودک نیست. بنابراین رزق و روزی هرگز کم نمیآید. امکان ندارد کسی صدسال زنده باشد امّا خداوند روزی هشتاد سال او را تأمین کند و بیست سال دیگر را بدون روزی باشد.
حضرت آقا در عبارت فرمودند: «طهارت ارواح و قلوب، موجب مزید رزق معنوی و قبول عطایای الهیه علی ما ینبغی است.» در لفظ «علی ما ینبغی» سِرّ فراوانی وجود دارد. یعنی آن مقداری که سزاوار یک شخص است به او میدهند و آن مقدار نیز من حیث لا یحتسب است و هرگز به حسابش نمیآورند.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید
نظرات کاربران 0
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید